أبو علي سينا
35
معيار العقول ( فارسى )
نسبت بعد بعيد از مركز با بعد قريب از مركز چون نسبت ثقل بقوّت نگاه دارند بتكافى « 1 » شكل 4 - خ مثلا خواهيم « 2 » از اين آلت ثقل پنج من را بقوّت منى برداريم چنان كه متكافى باشد ، چون ثقل خ سر ب را از چوب ا ب در زير ثقل كنيم - و قسم د را كه سدس جرم است از سوى ثقل مركز كنيم - و جرم ه را در زير د نهيم و سر ا را از جرم ا ب بقوّت منى سوى زمين كشيم - ثقل خ را كه پنج من است بر بالا آرد .
--> ( 1 ) چنان كه متكافى باشد : خ . تكافى و متكافى از مصطلحات معروف رياضى است در تناسب كميّات و مقادير مثلا سطوح متكافى الاضلاع گويند در جايى كه اضلاع بر سبيل مقدّم و تالى متناسب يعنى نسبت ضلع يكى بضلع آن ديگر همچون نسبت ضلعى از دوم به اول باشد « السطوح المتكافئة الاضلاع هى التى اضلاعها متناسبة على التقديم و التاخير اى يقع فى كل منهما مقدّم و تال : صدر مقالهء ششم از تحرير اقليدس » در جرّ اثقال نيز مقصود از تكافى نوعى از تناسب باشد و چون نسبت بعد بعيد از مركز با بعد قريب از مركز همچون نسبت ثقل بقوّت باشد آن را نسبت متكافى يا تكافى در نسبت گويند . ( 2 ) مثالش اگر خواهيم : خ .